على محمدى

90

شرح اصول استنباط ( فارسى )

و دانى به عالى مىگويد : اللهم اغفر لي . . . ربنا آتنا و . . . ولى نه به قصد استعلاء بلكه به قصد تذلل - خشوع و . . . مطلب سوّم : امر به معناى طلب الفعل استعلاء داراى دو مصداق است : 1 - وجوب 2 - استحباب . سئوال اينست كه مادّه امر مشترك لفظى ميان وجوب و تحريم است ؟ يا مشترك معنوى ؟ يا حقيقت در وجوب و مجاز در ندب است ؟ عند المتقدمين حقيقت در وجوب و مجاز در ندب بوده و عند السيّد المرتضى ره مشترك لفظى ميان آن دو و عند المتأخرين منجمله مصنف مشترك معنوى است يعنى وضع شده براى مطلق طلب الفعل و قابل صدق بر هركدام مىباشد ولى در عين حال همه قبول دارند كه از مادّه امر عند الاطلاق طلب وجوبى متبادر است و استحباب محتاج به قرينه است مثلا بگويد : امرتك بكذا و ان خالفت فلا اعاقبك و . . . ولى بحثى است كه آيا اين ظهور ماده امر در طلب وجوبى از نوع ظهور وضعى است يعنى براى وجوب وضع شده ؟ يا از نوع ظهور اطلاقى است كه از راه اطلاق و مقدمات حكمت درست مىشود ؟ و يا يك ظهور عقلى و به حكم عقل است كه عقل مىگويد اگر مولى تو را به چيزى فرمان داد و قرينه‌اى بر جواز ترك نبود و رخصت ترك هم نداد به مقتضاى حقوق مولويت و عبوديت بر تو لازم است دستور مولى را امتثال كنى ما لم يأذن فى الترك ؟ متقدمين نوعا معتقد بودند كه اين ظهور بالوضع است و ماده امر براى وجوب وضع شده و عقيدهء صاحب معالم همين است . متأخرين نوعا معتقد هستند كه اين ظهور به حكم عقل است و عقيدهء مرحوم مظفر همين است و گروهى از قبيل مرحوم